تاریخچه و مفاهیم هدفگذاری SMART

تاریخچه و مفاهیم هدفگذاری SMART 1400 660 ahmadrz62

برای دانلود هدیه ی خود (تمپلیت کامل طراحی هدف بر اساس تکنیک SMART) مطالب را تا انتها مطالعه فرمایید و در انتها بر روی لینک دانلود کلیک کنید.

 

در این مقاله میخوانیم:

  • SMART از کجا آمده است؟
  • تعریف و شناخت تکنیک SMART
  • شهرتِ تکنیکِ SMART
  • منتقدانِ تکنیک SMART
  • نتیجه گیری
  • منبع
  • هدیه ی شما

 

چه در کار و چه در زندگی شخصی تان، داشتنِ هدف به شما انگیزه ای برای حرکت رو به جلو می دهد. هدف مدام شما را به جلو هُل می دهد و به یادتان می آورد که چیزی برای بدست آوردین دارید. در واقع به شما چیزی برای تمرکز می دهد!

اهداف یک انرژی انگیزه بخش هستند تا بتوانید حرکتِ خود را ادامه دهید، حال هر چقدر که میخواهد این انگیزه کم باشد!

تا به امروز درباره هدف گذاری مطالب زیادی ارائه شده اند. می توان به جرات گفت که شناخته شده ترین تکنیکِ هدف گذاری تا به امروز، تکنیکِ SMART است. کلمه ی SMART حاصلِ کنارِ هم قرار گرفتنِ حروفِ اولِ این ۴ کلمه می باشد:

  • Specific = مشخص و معین
  • Measurable = قابل اندازه گیری
  • Agreed-upon یا Achievable یا Attainable = دست یافتنی
  • Realistic = واقعگرایانه
  • Time-bound = زمانبندی شده

در این مقاله، شکل گیریِ عبارتِ SMART را مورد بررسی قرار داده ام که چه کسی آن را بوجود آورده است، چگونه رشد یافته، نظر منتقدان درباره این تکنیک چیست و چرا در مدیریت پروژه و برنامه ریزی به شهرت رسیده است.

در اواخر دهه ۹۰ میلادی، فیلسوف آمریکایی مشهور، البرت هوبارد (Elbert Hubbard) متوجه شد که افراد زیادی هستند که با وجود تلاش و مجاهدت های فراوان در زندگی، به چیزی که می خواهند نمی رسند. او تشخیص داد که عدم کسب موفقیت برای آن ها بنا بر نبودِ هوش یا شجاعتِ ایشان نبود، بلکه به دلیل آن بود که انرژی خود را بر روی یک هدفِ روشن متمرکز نمی کنند!

 

تصویر البرت هوبارت

البرت هوبارت

چیزی که نیاز داشتند در حقیقت روشی بود برای سازماندهی تلاش های ایشان برای افزایش احتمالِ رسیدن به موفقیتشان. تا بلاخره در اواخر دهه ۲۰ میلادی این امر با ظهور تکنیک SMART محقق شد.

 

SMART از کجا آمده است؟

تقریبا به اجماع همگانی رسیده است که سرواژه ی SMART در نوامبر سال ۱۹۸۱، در اسپوکینِ واشنگتن ساخته و نوشته شده است. جورج تی دوران (George T. Doran)، در مقاله ای با عنوان “یک روشِ S.M.A.R.T برای نوشتنِ اهدافِ مدیریتی وجود دارد”، برای اولین بار نام این تکینک را بیان نمود (البته آموزه هایی که توسط جورج دوران تسهیل سازی شد، در حقیقت از دهه ۱۹۷۰ میلادی وجود داشته است).

دوران در مقاله ی خود توضیحاتی ارائه کرده است تا خواننده بتواند به کمک آن ها، این تکنیک را پیاده سازی کند. او می نویسد:

“اهدافِ معنادارِ خود را چگونه یادداشت می کنید؟ به بیان دیگر، چگونه عبارتهای خود را برای دستیابی و رسیدن به آن ها قالب بندی می کنید؟ این مطلبیست که بسیاری از مدیرانِ ما حتی پس از حضور در سمینارهای مختلف، یا خواندن کتابها و مجله های علمی و غیره، هنوز هم نتوانسته اند به درستی به پاسخِ آن دست یابند. بنابراین اجازه دهید پیشنهادی ارائه دهم، و به شما بگویم که در زمان نوشتنِ اهدافِ موثر و کاربردی خود، کافیست مدیران، صاحب منصب ها و مشاوران شرکتِ شما فقط به این سرواژه فکر کنند: SMART. به صورت ایده آل و خلاصه باید بگوییم که تنها نیاز است که تمام بخش های شرکت “SMART” باشند!” – جورج تی دوران

 

تصویر جورج تی دوران

جورج تی دوران

بسیاری بر این اعتقاداند که یک هدفِ کارآمد، هدفیست که تمام ۵ فاکتورِ تکنیک SMART را شامل شده باشد. البته دوران توضیح می دهد که “نیازی نیست هر هدفی دقیقا با ۵ فاکتورِ بیان شده مطابقت داشته باشد!”.

به عنوان مثال، هر هدفِ دستیافتنی صد در صد قابل اندازه گیری نیست! و هدفی که برای شخص خودتان در نظر گرفته باشید نیازی ندارد که حتما مورد تایید دیگران (Agreed-Upon) نیز باشد!

 

تعریف و شناخت تکنیک SMART

SMART یک معنای ثابت ندارد! در حقیقت، در طول زمان، کلماتی که در این سرواژه استفاده شده اند، تغییر معنا یافته اند. می توان گفت متناسب با فردی که قصد استفاده از این تکنیک را دارد، معنای کلمات در نظر گرفته می شوند.

معنای اصلی که دوران برای این ۵ کلمه در نظر گرفته بود، کمی با آنچه امروزه به کار می رود متفاوت بود. او بجای استفاده از عبارت Attainable که به معنای “قابل دسترس” هست، از کلمه ی Assignable استفاده کرده بود که به معنای “سپردن کار به کسی” است. معنای آن را هم اینگونه در نظر گرفت که بتوان مشخص کرد چه کسی باید فعالیتهای لازم را انجام دهد.

 

 

تعاریف و معانی جدیدی که در واژگانِ مربوط به سرواژه SMART به کار می روند از قرار زیر هستند:

  • Specific (خاص): موضوع خاصی را برای توسعه ی خود انتخاب کنید.
    • — برای رسیدن به یک هدفِ خاص و مشخص، باید برای ۶ پرسشِ زیر پاسخ داشته باشیم:
      1. چه کسی درگیرِ این هدفِ خاص و مشخص است؟
      2. رسیدن به چه چیزی دقیقا به معنای رسیدن به این هدفِ خاص و مشخص است؟
      3. به چه جای مشخصی باید برم تا این هدف محقق گردد؟
      4. چه زمانی به هدفِ خاص و مشخص خود باید برسم؟
      5. چه نیازمندی ها و محدودیت هایی در مسیر رسیدن به این هدفِ خاص و مشخص وجود دارد؟
      6. چرا میخواهم به این هدف خاص برسم؟ دلایل، منفعت ها و مقصودِ ما از رسیدن به هدف کدامند؟
    • — به عنوان مثال اینکه بخواهیم بگوییم: “میخواهم وزن کم کنم”، یک هدفِ کلی و عمومی را مطرح نموده ایم که به هیچ عنوان خاص و مشخص نیست! اما یک هدفِ خاص و مشخص می گوید: “میخوام تا انتهای سال ۹۸ (چه زمانی)، من (چه کسی) به درآمد ماهیانه ۷ میلیون تومان به عنوان بهترین مدرسِ درس ریاضی دوره ۱۲ متوسطه دوم (چه چیزی) در شهرستان بندرعباس (کجا) و به صورت تدریس خصوصی (چه نیازمندی) برسم”.

 

  • Measurable (قابل اندازه گیری): ارائه کمیت یا کیفیت یا معیاری برای سنجشِ پیشرفت در مسیر.
    • — در حقیقت باید یک معیار قابل لمس و فهم تعریف کنیم.
    • — این معیار می تواند بیان کند که باید چه چیزی ببینیم، یا بشنویم یا احساس کنیم تا مطمئن شویم در مسیرِ درست قرار داریم.
    • — بدون این شرط هیچ گاه متوجه نخواهیم شد که اصلا مسیر را درست پیموده ایم یا خیر.
    • — برای اینکه بتوان به خوبی تعریفِ درستی در این قسمت داشت، باید پاسخی برای سوال با آغازِ “چه مقدار” داشته باشیم. به عنوان مثال سوالِ ما برای موضوعی که در انتهای Specific مطرح شد می تواند اینگونه باشد:
      • ** چه مقدار افزایش حقوق ماهانه و سالانه نیاز است داشته باشم تا بتوانم در زمان مشخص شده به حقوقِ ماهیانه ۷ میلیون تومان برسم؟

 

  • Attainable (قابل دسترسی): هدف باید به گونه ای انتخاب گردد که برای شما ممکن و قابل دسترس باشد.
    • — شخصِ شما باید قادر باشید تا مسیرِ مورد نظر برای رسیدن به هدفِ خود را بپیمایید. اگر بخواهید هدفی انتخاب کنید که به هیچ عنوان برای شرایطِ شما قابل دسترس نیست، عملا کاری بیهوده انجام داده اید.
    • — دستیافتنی بودن، یعنی دقت به دو نکته ی زیر:
      1. یا ما به هیچ عنوان توانایی و شرایط لازم برای دستیابی به هدفی که در ذهنمان است نداریم. مثلا اینکه چشمانِ ضعیفی داشته باشم، یا دندان های پُر کرده داشته باشم و بخواهیم بهترین خلبانِ دنیا شویم! باید بدانیم که با چنین شرایطی حتی از ما تست هم گرفته نمی شود، چه برسد به پذیرفته شدن!
      2. یا شرایطِ لازم برای دستیابی به هدف کاملا به خود ما بستگی دارد. به این شکل که اگر خود را آماده کنیم، می توانیم به هدفِ مورد نظرمان برسیم. مثلا اگر از دانشِ لازم برای تبدیل شدن به یک فروشنده خوب برخوردار نیستیم، می توانیم ابتدا این دانش را از طریق مطالعه و تمرین و تکرار بدست بیاوریم و سپس با تبدیل شدن به یک فروشنده ی خوب، به درآمد خوبی هم دست پیدا کنیم.
    • — اگر هدفی انتخاب کنیم که ما در کنترلِ آن نباشیم، این انتخابِ هدف عملا بی معنیست! مثلا اگر فردی هدفِ خود را پرورش و توسعه شخصیِ فرزندش بداند، می تواند از خود بپرسد: آما من در کنترلِ این روند در فرزندم هستم یا خیر؟ یک پدر می تواند با کمک به فرزندش و فرستادن او به کلاس های مختلف، مسبب رشد و پرورشِ شخصی او گردد؛ اما اگر فرزندِ او حرف گوش کن نباشد (!) یا اصلا سن و سالِ او بالا بوده و خود درگیر یک زندگی باشد و علاقه ای به گوش دادن به حرفِ پدرش نداشته باشد، دیگر اینجا انتخابِ چنین هدفی از سوی پدر کار اشتباهی بوده است!

 

  • Realistic (واقع گرایانه): با توجه به منابع موجود و در دسترس، به صورتِ واقعی بتوان به هدفِ مورد نظر رسید.
    • — می توان مثالِ فردی با چشم های ضعیف را برای این مورد هم بیان نمود. یعنی فردی که چشمانِ ضعیفی دارد، اصلا واقع گرا نیست اگر بخواهد حتما خلبان شود!
    • — یک هدف هم می تواند بزرگ، و هم واقع گرایانه باشد. تنها فردی که می تواند تصمیم بگیرد که تا چه حد باید هدفش بزرگ باشد، خود شما هستید. البته باید دقت داشته باشید که هر هدفی برای خود روند و پروسه ای برای پیشرفت دارد و نیاز به تلاش و کوشش متفاوتی نسبت به سایر اهداف است.
    • — از آنجا که اهدافِ کوچک، انرژی و انگیزه ی کمتری در فرد ایجاد می کنند؛ معمولا رسیدن به اهدافِ بزرگ آسانتر است، چرا که انگیزه ی بیشتری در فرد به وجود آورده اند.
    • — اگر در سخت ترین کارها، عشق و علاقه شدیدِ فرد وجود داشته باشد؛ همانطور که همه ی ما میدانیم؛ هیچ نیرویی جلودارِ فردی که از انجام دادنِ آن کار لذت می برد نیست!
    • — راه های تشخیص اینکه یک هدف واقع گرایانه است عبارتند از:
      1. از صمیم قلبتان مطمئن باشید که توانایی رسیدن به هدفی را دارید!
      2. قبلا عمل و هدفی شبیه به هدفِ جدیدِ خود را به سر انجام رسانیده باشید.

 

  • Timely (زماندار): مشخص شده باشد که چه زمانی باید به هدفِ مورد نظر رسید.
    • — باید برای یک هدف یک محدوده زمانی در نظر گرفت. اگر چنین کاری انجام ندهیم، هیچ احساسِ ضرورت و فوریتی در افراد به وجود نمی آید.
    • — اینکه بگوییم: “میخوام یه روزی، حالا هر روزی که شد، وزن کم کنم!” یقینا هیچ کمکی به ما نمی کند!
    • — کلمه ی دیگری که در این قسمت استفاده می شود Tangible است. این عبارت به معنای “ملموس” است؛ که یعنی هدفی انتخاب کنیم که نتیجه نهایی آن را بتوانیم با حواس پنجگانه خود بچشیم و لمس کنیم.
      • ** اگر هدفی انتخاب کنیم که “ملموس” باشد، راحت تر قادر خواهیم بود که آنرا “خاص”، “قابل سنجش” و “قابل دسترس” تعریف کنیم.

 

در طول زمان و از زمان آغاز معرفی این تکنیک، افراد زیادی اقدام به بهبود و توسعه آن نموده اند. هم عبارت های اصلی آن را تغییر داده اند، و هم معنای آن ها را مطالبی دیگری در نظر گرفته اند. همچنین برخی مفاهیم بیشتری به این ۵ مفهوم اصلی افزوده اند که منجر به بوجود آمدن تکنیک SMARTER شده است که دو حرف انتهایی آن نشان دهنده دو عبارت زیر هستند:

  • Evaluated (ارزیابی شده): بررسی و ارزیابی هدف برای سنجشِ قابل دسترس بودنِ آن
  • — این عبارت گاهی Ethical نیز در نظر گرفته شده است، که به معنای “اخلاقی” بودنِ هدف و همسو بودن با اخلاقیاتِ فردِ هدفگذار است.
  • Reviewed (تجدید نظر شده): تعدیل، تطبیق و سازگار ساختنِ هدفِ انتخاب شده در مسیرِ حرکت؛ برای دستیابی به هدفِ نهایی.
  • — این عبارت نیز گاهی Recorded در نظر گرفته شده است، که به معنای “قابل ثبت و پیگیری” بودنِ هدف است. باید همیشه روند پیشرفت در مسیر را سنجید.

 

 

شهرتِ تکنیکِ SMART

این تکنیک یک چارچوبِ ساده و روشن در تعریف و مدیریتِ اهداف در اختیارِ ما قرار می دهد. این تکنیک خوب کار می کند و مردم آن را مفید یافته اند.

نکته کلیدی ارزشِ این تکنیک آن است که باعث می شود که افراد برای رسیدن به هدفِ خود دست به کار شوند و به روشنی هدفِ خود را در مقابل خود ببینند. این مطلب خطرِ تعریفِ یک هدفِ گنگ و بی معنا را از بین می برد؛ هدفی که در انتهای امر فرد علاقه ای به تکمیل آن نداشته باشد.

دلیلِ دیگرِ شهرتِ این تکنیک آن است که استفاده از آن آسان است. هر کسی و در هر جایی می تواند از آن استفاده کند، آن هم بدون نیاز به داشتنِ ابزار یا آموزش خاص. به هر حال، نوشتنِ یک هدفِ SMART آسان است. اما عمل به آن و چسبیدن و ادامه دادنِ آن تا رسیدن به مقصد دشوار است!

در انتخابِ هدفِ خود، اطمینان حاصل کنید که چیزی انتخاب کرده اید که صبح ها باعث گردد تا با اشتیاقِ تمام و علاقه از خواب برخیزید؛ و شب ها با عطشِ ادامه ی مسیر در روز بعد به خواب بروید. اهدافِ SMART خود را بر روی یک ورق کاغذ یادداشت کنید. آن ها را همه جا همراه داشته باشید. هر از چندگاهی ورقِ کاغذِ خود را مرور کنید تا بررسی کنید که آیا در مسیر درست قرار دارید یا نه.

 

منتقدانِ تکنیک SMART

همه این تکنیک را بعنوان یک نیروی مثبت برای رسیدن به هدف نمی دانند. منتقدان بر این باورند که تکنیکِ SMART برای اهدافِ بلند مدت خوب جواب نمی دهد، چرا که این تکنیک انعطاف پذیر نیست! آنها بر این باورند که اگر در مسیرِ حرکتِ ما برای رسیدن به یک هدفِ بلند مدت، تغییراتِ اساسی و جدی بوجود بیاید، دیگر ادامه مسیر برای فردی که با این شیوه هدف گذاری کرده است غیر قابل انجام است.

به شخصه، خودِ من هم این مطلب را تجربه نموده ام. هدفگذاری به خودی خود بسیار عالیست؛ اما آینده ای که روشن نیست، چه بخواهیم و چه نخواهیم ممکن است مسیرهایی در برابر ما قرار دهد که مجبور باشیم دیگر از مسیر تعیین شده ی ۱۰ سالِ پیشِ خود پیروی نکرده و با توجه به شرایطِ بوجود آمده ی جدید، هدفی جدید برای خود برگزینیم.

برخی نیز این هشدار را داده اند که تنها مشخص کردنِ یک هدف و تعریفِ درستِ آن به صورت SMART تضمین کننده موفقیت در انتهای مسیر نیست. ایشان بر این باورند که تنها اهداف یک ساله را می توان به صورت SMART پیش ببریم.

مخالفان دیگری هم هستند که باور دارند هدفگذاری SMART علاقه، اشتیاق و ضرورت لازم برای انگیزه بخشیِ کافی جهت ادامه مسیر را در اختیارِ ما قرار نمی دهند. ایشان معتقدند با بهره گیری از این تکنیک، خود را مجبور کرده ایم که در یک چارچوب حبس نموده و سالیان متمادی و دراز فقط از یک الگوی قدیمی در زندگی خود تبعیت کنیم و عملا هیچ انعطاف پذیری برای خود باقی نگذاریم!

 

 

نتیجه گیری

با وجود مخالفت ها و انتقادهای موجود، هدفگذاری SMART دیدگاه و شیوه نگاهِ ما در زمینه هدفگذاری و اندازه گیری آن را تغییر داده است. یک چارچوبِ ساده ارائه میدهد که روشن است. شهرتِ آن روز به روز در حال افزایش است؛ چرا که عناصر مهمِ توسعه سازمانی را در خود دارد که البرت هوبارت متوجه فقدان آن شده بود.

در زندگی شخصی یا حرفه کاری خودمان، اینکه بتوانیم اهدافِ روشن و درستی تعریف کنیم، یقینا به روند توسعه و پیشرفت ما کمک شایانی می کند. اگر میخواهید به هدفی برسید، SMART فکر کنید. مطمئن شوید که اهداف شما بر اساس واقعیت باشند و در نهایت در قبرستانِ هدف های بی نتیجه دفن نگردند.

 

منبع: Doran, G. T. (1981). “There’s a S.M.A.R.T. Way to Write Management’s Goals and Objectives”, Management Review, Vol. 70, Issue 11, pp. 35-36.

 

در ادامه می توانید تمپلیت برنامه ریزی و هدفگذاری SMARTER را به صورت رایگان دانلود نموده، یادداشت کرده و برای اهداف کوتاه مدتِ خود از آن استفاده کنید.

دانلود تمپلیت هدفگذاری SMARTER

هدیه خود را دریافت کنید!با نام نویسی در خبرنامه، هدیه رایگان کتاب الکترونیکی “روانشناسی تاثیرگذاری” برای شما ارسال می گردد.

هدیه خود را دریافت کنید!با نام نویسی در خبرنامه، هدیه رایگان کتاب الکترونیکی “روانشناسی تاثیرگذاری” برای شما ارسال می گردد.

با ما در تماس باشید

تلفن: 07633671829آدرس: بندرعباس – چهار راه نخل ناخدا – به طرف ترمینال – ابتدای خیابان سنبل – مرکز دبیرستان غیر دولتی پسرانه عالی

موبایل، واتسپ و تلگرام: 09173690197پست الکترونیکی:admin [at] ZareiLearning [dot] ir

برای پشتیبانی از لایوهای ما

کلیک کنید

تمام حقوق این وبسایت محفوظ و بنام مهندس احمدرضا زارعی می باشد.